تبلیغات
پرتال قائم - چرا غیبت صغرى ادامه پیدا نکرد ؟
 
 
 


ذكر تعجیل فرج،رمز نجات بشر است، مابرآنیم كه این ذكر جهانی بشود.

چرا غیبت صغرى ادامه پیدا نکرد ؟

qaiem.mihanblog.com

چرا غیبت صغرى ادامه پیدا نکرد ؟

پاسخ در ادامه مطلب ...

qaiem.mihanblog.com


چرا غیبت صغرى ادامه پیدا نکرد ؟

 بعضى مى‏پرسند به جه علت دوران غیبت صغرى پایان یافت؟ و اگر برنامه غیبت صغرى ادامه پیدا مى‏كرد و امام در تمام اعصار غیبت نایب خاصى داشت كه راتق و فاتق امور و راهنماى عموم باشد چه اشكالى داشت.
پاسخ این پرسش این است كه: برنامه روش و كار امام را خداوند متعال تعیین فرموده است و امام باید همان برنامه را اجرا نماید و بعد از آنكه اصل امامت ثابت شد، نسبت به برنامه كار امام پرسش از علت به عنوان ایراد و اشكال، بیحا و بى مورد است و حتى خود امام نیز جز تسلیم و تمكین و اجراى برنامه وظیفه و تكلیفى ندارد و پرسش از علت و سبب آن خلاف روش بندگى و مقام عبودیت خالص است و چنانچه در ضمن مقالات گذشته معلوم شد، تمام پرسش‏ها و اشكالاتى كه راجع به غیبت شده در یك ردیف و از یك قماش است و هیج یك ایراد اصولى و پرسشى نیست كه اگر بى جواب بماند جائى را خراب كند.
و اگر پرسش براى مزید معرفت و بصیرت و روشن شدن امر باشد، جواب آن این است كه بهتر است در اینجا دو پرسش مطرح كنیم.
پرسش نخست: چرا براى امام(ع) دو گونه غیبت معلوم شده و از همان اول غیبت كبرى آغاز نشد؟
پرسش دوم: پس از آنكه غیبت صغرى پیش آمد و نائبان خاص تعیین شدند، چرا دوران غیبت صغرى پایان یافت؟ و اگر همان برنامه غیبت صغرى ادامه مى‏یافت چه اشكالى داشت؟

پاسخ پرسش نخست:

1 - غیبت صغرى مقدمه غیبت كبرى و زمینه سازى براى آن بود. چون ابتداى غیبت بود و اذهان، انس به غیبت نداشت اگر چه در زمان حضرت امام على نقى و حضرت امام حسن عسكرى(ع) فى الجمله آن دو امام براى آماده كردن اذهان تلاش مى‏كردند مع ذلك غیبت تامه اگر دفعة و ناگهانى واقع مى‏گردید مورد استغراب و سگفتى بلكه استیحاش و استنكار و اسباب انحراف افكار مى‏شد و قبول قطع ارتباط با امام چناچه در غیبت كبرى واقع شد، براى اكثر مردم دشوار وناراحت كننده بود.
لذا قریب هفتاد سال رابطه مردم با امام به وسیله نواب خاص حفظ شد و توسط آنان عرایض و مشكلات و مسائل خود را عرض مى‏كردند و جواب مى‏گرفتند و تو قیعات به وسیله آنها مى‏رسید و بسیارى هم به شرفیابى حضور نایل مى‏شدند تا در این مدت مردم آشنا و مأنوس شدند.
2 - این ارتباط توسط نواب خاص كه منحصر به همان چهار نفر نواب معروف نبودند و همچنین تشرف جمعى در آن زمان به زیارت آن حضرت براى تثبیت ولادت و حیات آن حضرت مفید و لازم بود و اختفاى كامل كه احدى از حال و ولادت آن حضرت مطلع نباشد آن هم در ابتداى امر موجب نقض غرض مى‏شد، لذا بسیارى از خواص هم در زمان حیات امام حسن عسكرى(ع) و هم در زمان غیبت به سعادت دیدار آن حضرت نائل شدند و با ظهور معجزات، ایمان آنها استوار و محكم گردید.

پاسخ پرسش دوم:

1 - علت اینكه غیبت صغرى ادامه نیافت این بود كه برنامه اصلى كار آن حضر غیبت كبرى بود و غیبت صغرى مقدمه ان بود و براى آماده كردن زمینه انجام شد.
2 - وقتى بنا باشد نایب خاص نافذ الحكم و صاحب قدرت ظاهرى نباشد و نتواند رسماً در كارها مداخله كند بلكه قدرتهاى ظاهرى به وسطه تمركز توجهات در او با او معارضه و مزاحمت داشته باشند، شیادان و جاه طلبان هم ادعاى نیابت خاصه مى‏نمایند و اسباب تفرقه و گمراهى فراهم مى‏سازند چنانچه در همان مدت كوتاه غیبت صغرى دیده شد چه دعاوى باطلى آغاز گردید و این خود یك مفسده‏اى است كه دفعش از حفظ مصلحت تعیین نایب خاص اهمیتش اگر بیشتر نباشد، كمتر نیست، و خلاصه آنكه ادامه روش نیابت خاصه با صرف نظر از مصالحى كه فقط در همان آغاز كار و ابتداى امر داشته با اینكه نواب مبسوط الید و نافذ الكلمه نباشند و تحت سیطره زمامداران وقت مأمور به تقیه باشند از نظر عقل مصلحت ملزمه‏اى ندارد بلكه از آن مفاسدى هم ظاهر مى‏گردید.

سرداب سامراى مشرفه

یكى از افترائات مغرضین و دشمنان شیعه و اعداى اهل بیت این است كه مى‏گویند: شیعه معتقد است امام در سرداب غیبت كرده و در سرداب باقى است و از سرداب ظاهر خواهد شد و هر شب بعد از نماز مغرب بر در سرداب مى‏ایستند تا ستارگان نیك آشكار گردند سپس متفرق مى‏شوند تا شب بعد.
ما در تكذیب و رد این افترا محتاج به هیچ گونه توضیح نیستیم چیزى كه عیان است چه حاجت به بیان است - همه مى‏دانند كه اینگونه افترائات از امثال ابن خلدون و ابن حجر، جعل و بر اساس انگیزه دشمنى با شیعه و انحراف از اهل بیت، و تمایل به بنى امیه و دشمنان خاندان رسالت است. این نویسندگان و كسانى كه بعد از آنها آمدند تا زمان ما به جاى اینكه عقاید و آراى شیعه را از خود و از كتابهایشان به دست آورند به جعل و افترا پرداخته یا جعلیات و افترائات پیشینیان خود را دست به دست گردانده و آنها را ملاك و میزان تحقیق درباره عقاید شیعه و معرفت آراى آنها قرار مى‏دهند و خود و دیگران را گمراه مى‏سازند.
خیلى عجیب و بسیار شگفت انگیزه است كه به یك امتى كه هزاران نویسنده عالى قدر آنها آراء و عقایدشان را صریحاً در تألیفات خود نگاشته‏اند، نسبتى داده شود كه در هیچ عصرى احدى از آنها، احتمال آن را هم نداده است.
در مورد امامت و اصول اعتقادى دیگر در كتابهاى كلام و اعتقادات، عقاید شیعه و محفوظ و مضبوط است و در موضوع غیبت در كتابهائى كه از عصر ائمه(ع) و بعد از آن تألیف شده همه خصوصیات آن مذكور شده و در هیچ كتاب و نوشته‏اى از این افتراء اثر و نشانه‏اى نیست.
احدى نگفته امام در سرداب سامراء مخفى است بلكه كتب و روایات شیعه و آن همه معجزات و كرامات كه از آن حضرت و در غیبت صغرى و كبرى نقل شده و حكایات آنانكه به شرف درك حضورش در طول این دو غیبت مشرف شده‏اند همه، این نسب را تكذیب مى‏نمایند. بلى در سامرا مشرفه سردابى است كه شیعه در آنجا به دعا و نماز و عبادت خدا و زیارت حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه - رفتار مى‏كنند نه براى اینكه امام در آنجا مختفى و پنهان است، یا كسى امام را مقیم در آنجا بداند، بلكه براى آنكه آن موضع معروف به سرداب و نواحى آن و حرم عسكریین منازل و مساكن شریفه و خانه‏ها و محل ولادت آن حضرت و بروز بعضى معجزات بوده است و تجدید خاطرات آن اعصار و یاد آن زمانها كه امام عصر و پدرش و جدش در آن بیوت شریف كه از آن جمله همین دار معروف به سرداب است، خدا را پرستش مى‏كردند و محل آمد و شد شیعه و محبان اهل بیت بوده در همان مقامات و مواقف شریفه به مدلول:
«فى بیوت أذن الله أن ترفع و یذكر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو والاصال»(1)
«خانه‏هایى را خدا اجازه داده كه آنجا رفعت یابد و در آنجا ذكر نام خدا شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاك او كنند».
مناسب است.
چنانچه منازل و مقامات دیگر نیز هست كه مورد احترام شیعه است براى آنكه معلوم شده آن حضرت آن اماكن را مشرف به قدوم خود فرموده است (مانند مسجد جمكران قم)(2)

پی نوشتها:

1) سوره نور، آیه 36.
2) ما در كتاب «منتخب الاثر» ص 371 و 372 و 373 نیز این موضوع را متعرض شده‏ایم و محدث نورى نیز در «كشف الاستار» و دیگران هم متعرض شده‏اند.

منبع: امامت و مهدویت ، جلد سوم
نویسنده:حضرت آیت الله العظمی صافى گلپایگانى(مدظله العالی)




[ ]
ن : محمد مهدی واحدتی نیا
ت : پنجشنبه 18 شهریور 1389
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.